پاسخ – اگر اینکه شما یک خانه ی بزرگ تصور بکنی و بعد این خلق بشود ، این غلط است . یا شما تصور سازی بکنید که یک ماشین مدل بالا داشته باشید و بعد بدون کار و تلاش و برنامه ریزی به خواسته ات برسی ، این درست نیست . ولی اگر تصویر سازی ذهنی برای امیدواری ، هدفمندی و امید به آینده باشد و همان اثر تلقینی آن باشد ، این قابل قبول است و بزرگان ما در طول تاریخ از این شیوه استفاده می کردند . میکل آنژ، گوته ، والدیزنی ، اینها می گفتند که ما برای موفقیت های خودمان همیشه آنها را تصویر         می کردیم . ناپلئون بناپارت می گوید : وقتی من کودک بودم علاقه داشتم که فرمانده ی یک لشکر بزرگ باشم . هر روز می نشستم و تصورمی کردم که فرمانده ی  یک لشکر بزرگ هستم و آنها را هدایت می کردم . انیشتن می گوید : شما می توانید با تصویر ذهنی         می توانید آینده خودتان را به تصویر بکشید . من خودم در کودکی تصور می کردم که در غاری نشسته ام و اطرافم پر از کتاب است . بالاخره این اتفاق افتاد . در شهر نیشابورد کنار کوه بینالود است . در آنجا غاری بود و من شنیده بودم که یک عالم بزرگوار تابستانها از قم به آنجا می آید و کتاب های زیادی دارند . بخاطر همین آرزوی من یک غار و کتاب شده بود . از این نمونه خیلی زیاد است . در کنار تصویر سازی ما باید تلاش بکنیم و امیدوار باشیم . ما به ضمیر ناخودآگاه خودمان القا می کنیم و بعد به آن می رسیم .    تصویر سازی لازم است ولی کافی نیست .